مسیر مذاکره بسته شده اما تنها راه حل، مذاکره است | پشتوانه کارشناسی قدرتمندی در وزارت خارجه وجود ندارد
وزیرامور خارجه جمهوری اسلامی ایران نیزمعتقد است که تهران به این جمع بندی رسیده که آمریکاییها فعلاً برای ورود به یک «مذاکره متقابلِ سودمند» بر پایه برابری و احترام متقابل آمادگی ندارند. عراقچی تاکید کرده که هر زمان ایران به این نتیجه برسد که واشنگتن واقعاً آماده چنین چارچوبی است، امکان ازسرگیری گفتوگوها وجود خواهد داشت. با این حال، تحولات اخیر در ونزوئلا و مداخله نظامی آمریکا در این کشور، آن هم درست پس از اعلام آمادگی مادورو برای مذاکره با ایالات متحده، میتواند سرآغاز ترسیم معادلاتی تازه برای جنس روابط ایران و غرب باشد.
وزیر خارجه، پیشتر از فعال سازی دفاتر وزارت خارجه در ۲۶ استان برای رفع مشکلات اقتصادی استانها در مبارزه با جنگ اقتصادی دشمن سخن گفته بود. حالا وزیر امور خارجه ایران با تأکید بر ضرورت بهره گیری از ظرفیتهای سیاست خارجی برای حل مسائل داخلی استانها، «دیپلماسی استانی» را یکی از رویکردهای مهم وزارت امور خارجه در مسیر کمک به اقتصاد کشور و توسعه متوازن مناطق میداند.
ظاهرا به هر دلیلی بلا موضع بودن وزارت خارجه در عرصه سیاست خارجی عراقچی را وادار به تسری این رویکرد کرده تا جایی که سخنگوی وزارت خارجه این موضوع را سفسطه میداند و میگوید در شرایط فعلی، همه همّ و غم وزارت امور خارجه این است که به بخشهای مختلف کشور کمک کند تا ظرفیتهای مختلف اقتصادی کشور شناسایی شود. اینکه گفته شود وزیر امور خارجه نباید به بخشهای مختلف کشور سر بزند و نباید از ظرفیتها، مشکلات و چالشهای استانها مطلع باشد، به نظر من یک سفسطه است. در بسیاری از کشورها اساساً نام این نهاد «وزارت امور خارجه و تجارت خارجی» است.
روزنامه اینترنتی فراز در گفتوگو با نعمت الله ایزدی آخرین سفیر جمهوری اسلامی در اتحاد جماهیر شوروی به اولویتهای وزارت خارجه در شرایط کنونی پرداخته است. مشروح این گفتوگو را در ادامه بخوانید.
آقای عراقچی گفتهاند که وزارت امور خارجه در ۲۶ استان دفتر دارد و از طریق این دفاتر، دیپلماسی استانی را پیگیری میکند. با توجه به شرایط موجود، آیا بهتر نیست تمرکز وزارت خارجه بیشتر بر ارتباطات خارجی باشد تا سفرهای استانی؟
هرکدام از این اقدامات جایگاه و شرایط خاص خود را دارد. من در مقام دفاع یا نقد شخص آقای عراقچی نیستم اما اگر چرخ سیاست خارجی روی ریل طبیعی خود حرکت کند، هرکدام میتواند در جای درست خود قرار بگیرد. در شرایط فعلی، اما این احساس وجود دارد که مسیر مذاکره، دستکم برای وزارت خارجه، چه در داخل و چه در خارج، عملاً بسته شده است. در داخل، بواسطه تصمیمات و قوانین بالادستی، راه مانور چندانی برای مذاکره باقی نمانده و در خارج نیز شرایط مشابهی حاکم است. با این حال، من معتقدم برای حل مناقشات و مشکلات، اساساً هیچ راهی جز مذاکره وجود ندارد و وزارت خارجه دقیقاً برای همین مأموریت شکل گرفته است.
با توجه به اینکه به زعم شما راهی جز مذاکره وجود ندارد وزارت خارجه باید با چه دست فرمانی پیش برود؟
به نظر میرسد نخستین گام این باشد که دیپلماسی ابتدا در داخل کشور فعال شود و اگر اعتقادی به مذاکره وجود دارد، موانع آن به شکل واقعی برطرف شود. از این منظر، وزارت خارجه علاوه بر اجرای سیاست خارجی، باید نقش سیاستسازی را نیز ایفا کند؛ حتی میتوان گفت سیاست سازی مقدم بر اِجراست. بدون سیاست سازی مناسب، اجرای سیاست خارجی به معنای تبعیت از خواست دیگران خواهد بود؛ اتفاقی که تا حدی امروز شاهد آن هستیم.
با این توصیف قبول دارید اولویت با فعالیتهای برون مرزی است تا دیپلماسی استانی؟
بله، از این زاویه فرمایش شما درست است. اگر مانعی برای مذاکره وجود دارد، باید هم موانع داخلی و هم موانع خارجی شناسایی و رفع شوند. به نظر میرسد در داخل کشور هنوز اجماع لازم شکل نگرفته و مجموعهای از افراد، چه به حق و چه ناحق، در این موضوع دخیل شدهاند و نتیجه آن بسته شدن مسیر مذاکره است. در خارج نیز، پس از وقایع جنگ ۱۲ روزه، فضا به گونهای پیش رفت که باب مذاکره تا حد زیادی مسدود شد.
راهکار خروج از این وضعیت چیست؟
این موضوع نیازمند ابتکار عمل است، اما پیش از هر چیز باید تصمیم آن اتخاذ شود. اکنون به جای آنکه خودمان تصمیم گیر اصلی باشیم، به نظر میرسد دیگران در حال تعریف نقش برای خود هستند. امروز میشنویم که عراق یا روسیه به دنبال میانجیگری میان ایران وآمریکا هستند و این وضعیت مطلوبی نیست؛ چراکه نباید دیگران بیش از ما احساس ضرورت مذاکره داشته باشند. اگر این روند ادامه یابد، آنگاه میتوان دوباره به این پرسش بازگشت که آیا وزیر خارجه باید به سفر استانی برود یا خیر.
این بلا موضع بودن وزارت خارجه مسبوق به سابقه است؟
خیر، هرچند باید شرایط خاص کنونی را نیز در نظر گرفت. همانطور که اشاره کردم، سیاست خارجی باید حاصل کار تخصصی و کارشناسی وزارت خارجه باشد، اما احساس من این است که در این حوزه ضعفهایی وجود دارد. بخشی از این ضعف به کاهش توان کارشناسی در وزارت خارجه بازمیگردد.
در سالهای گذشته، بسیاری از دیپلماتهای باتجربه به دلایل مختلف کنار گذاشته یا بازنشسته شدند. در حالی که در همه دنیا مرسوم است حتی پس از بازنشستگی، از تجربه این افراد استفاده شود. امروز وقتی به مواضع و اظهارنظرها نگاه میکنم، احساس میکنم پشتوانه کارشناسی قدرتمندی وجود ندارد و همین مسئله موجب شده وزارت خارجه مواضعی ضعیف یا نامشخص داشته باشد و سایر نهادها پیش دستی کنند. از این جهت، در شرایطی خاص و نگران کننده قرار داریم.
من پاسخ سوالم را نگرفتم، آیا چنین وضعیتی در گذشته هم سابقه داشته است؟
کمتر. در اوایل دهه ۶۰، وزارت خارجه با وجود تغییرات گسترده پس از انقلاب، توانست نیروی انسانی قابل توجهی را جذب و تربیت کند. این افراد در دوران جنگ و پس از آن، تجربههای بسیار ارزشمندی اندوختند و سرمایه بزرگی برای دستگاه دیپلماسی کشور شدند و با گذشت زمان، جایگزینهای آن نسل، به همان میزان توانمند گردیدند. از سوی دیگر، طی سه تا چهار دهه گذشته، به دلیل بازنشستگی و مسائل اداری، بخش بزرگی از این سرمایه انسانی از وزارت خارجه خارج شد. به نظر من این روند با شتاب زیادی اتفاق افتاد و ضربه قابل توجهی وارد کرد، شاید بهتر بود این انتقال با شیب ملایم تری انجام میشد. احساس شخصی من این است که سطح کارشناسی وزارت خارجه کاهش یافته و این مسئله باید با بهره گیری از دانشگاهها و دیپلماتهای باتجربه جبران شود.
یعنی همفکری با این افراد را به عنوان راهکار پیشنهاد میدهید؟
بله. البته سیاست خارجی کشور در شرایط فعلی بسیار پیچیده است، زیرا مراکز تصمیم گیری متعددی در آن دخیل هستند؛ از مجلس گرفته تا شورای عالی امنیت ملی و سایر نهادها. با این حال، من همچنان بر ضرورت سیاست سازی تأکید دارم. بخشی از مباحثی که امروز در حوزه سیاست خارجی مطرح میشود، اساساً ماهیت دیپلماتیک ندارد؛ مانند ورود مستقیم به مباحث نظامی یا اقتصادی. وظیفه وزارت خارجه این نیست که درباره اصل این مسائل موضع گیری کند، بلکه باید برای آنها راه حل دیپلماتیک ارائه دهد.
این وضعیت نشان میدهد که ضعف کارشناسی وجود دارد و کسانی که توان ارائه راه حل دارند، کمتر در فرآیند تصمیم سازی مؤثرند. منظور من بازگرداندن افراد کناررفته به چرخه مدیریتی نیست؛ این کار میتواند به یک دور باطل منجر شود. اما استفاده از تجربه آنها برای تربیت و بازسازی بدنه کارشناسی، اقدامی ضروری و عقلانی است.
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
حسین راغفر در گفتوگو با فراز مطرح کرد
- تازهها
- پربازدیدها
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
رییس کانون بازنشستگان به فراز: معوقات بازنشستگان هرچه سریعتر و یکجا پرداخت شود
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد